الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
75
الغدير ( فارسي )
پس عنكبوتى سر رسيد و بر سر در غار آغاز به تنيدن كرده تار و پود آن را با زهر بيالود تا خداوند آنان را از او دور گردانيد و آن گروه - سوار بر شترانى تازان - روى به بازگشت نهادند و او گام به خانهء مردانى گذاشت كه در برابر دشمنانش به بهاى جان خويش دست فرمانبرى به وى دادند . هر روز ميان سرور آفريدگان و بتپرستان گير و دارى در گرفت - با يارى خداوند - چنان به پيكار ايشان مىشتافت كه گفتى ماده شير است در بيشه آن هم در ميان جوانمردانى همچون شيران كه پنجه هاشان نيزه بود ‹ 19 › همهء پناه گاهها را براى رسيدن به تيغهاى نيكو گرد برگشتند و براى خود پناه گاهى به جز زره و سپر و شمشير نخواستند ‹ 20 › درستى ، شادمان است و كيش راستين ، خرامان و دوگانه پرستى ، اندوهگين و حقپوشى ، در رنج تا خداوند پيامبرش را - با نابودى آنان - آسوده گردانيد كه آسايش خودشان نيز در همين بازپسين گزند بود اى آن كه نامهء پيامآورى را با نام او به پايان بردند و پس از وى پيامبرى به جهان نيامد ، اگر تو بازپسين كسى هستى كه وحى خداوندى را گرفت ولى - از ديدگاه برترى - در آغاز همگان جاى دارى بر انگيختگان خدا در ميان مردم پيشين مژدهء آمدنت را دادند و تو براى آنان ناآشنا نبودى